تبليغاتX
نوشته های پراکنده ..... Design By lordha.CoM
http://www.blogfa.com/layouts/dastnevis/bg-bottom.gif

   پروفسور پرویز عظیمی درگذشت

                                        

يكي دو روز پيش مطلع شدم يكي از رياضيدانهاي بزرگ ايران  در آمريكادرگذشت....

پروفسور پرويز عظيمي...

استاد دانشگاه سيستان و بلوچستان مردي فوق العاده متواضع عاشق كشور وشهرش ومحل زندگي اش.

او با اين كه در يكي از دانشگاههاي معتبر امريكايي كرسي تدريس  داشت ولي هيچگاه براي تدريس بدانجا نرفت وبه توصيه استادش به محرومترين منطقه ايران رفت ودر آنجا مشغول به تدريس شد....

نظريه های وی در فضاهاي باناخ   مشهور است.

روحش هميشه جاودانه خواهد بود....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 21:55  توسط غلامرضا قاسمی  | 


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 20:58  توسط غلامرضا قاسمی  | 


و حسين(ع)...

همه غلطی می چرخند،

الّا یکی:

همان فلشی که در جهت مخالف دیگران است

حسین و تنها اوست که به دعوت شهادت، طواف را ترک می کند.

بايستن ونتوانستن

"فتواى حسين اين است: آرى! در نتوانستن نيز بايستن هست؛ براى او زندگى، عقيده و جهاد است. بنابراين، اگر او زنده است و به دليل اين كه زنده است، مسئوليت جهاد در راه عقيده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسين، زنده‏تر كيست؟ در تاريخ ما، كيست كه به اندازه او حق داشته باشد كه زندگى كند؟ و شايسته باشد كه زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ايمان داشتن، زندگى كردن، آدمى را مسئول جهاد مى‏كند و حسين مَثَلِ اعلاى انسانيت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن يا نتوانستن، ضعف يا قدرت، تنهايى يا جمعيت، فقط شكل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئوليت را تعيين مى‏كند نه وجود آن را."

«بايستن» يعنى براى انجام دادن وظيفه مسئوليت دينى و شرعى، تلاش نمودن و تا حد توان براى پيشبرد آن، به تناسب زمان و شرايط، اقدام كردن. گوياترين كلام براى اداى اين مفهوم، فرمايش حضرت امام‏ قدس سره است؛ ايشان در پيامى فرمودند:

"ما مأمور به اداى تكليف و وظيفه‏ايم، نه مأمور به نتيجه."

هنرخوب مردن

"او (امام حسين‏عليه السلام) فرزند خانواده‏اى است كه هنر خوب مردن را در مكتب حيات، خوب آموخته است... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى‏فهمند و به همه آنها كه پيروزى بر خصم را تنها در غلبه، بياموزد كه شهادت نه يك باختن، كه يك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خويش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پيروز مى‏شود و حسين «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زيستن داد - و «وارث پيامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه بايد زيست را آموختند - اكنون آمده است تا در اين روزگار به فرزندان آدم چگونه بايد مردن را بياموزند."

آثار شهادت امام حسين (ع)

"برخى درباره آثار شهادت حسينى ترديد كردند! و آن را قيامى خوانده‏اند كه شكست خورده است؛ شگفتا! كدام جهاد و كدام جنگِ پيروزى بوده است كه دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق انديشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاريخ، اين همه گسترده و عميق و بارآور باشد؟... حسين با شهادت «يد بيضاء» كرد، از خون شهيدان «دم مسيحائى» ساخت كه كور را بينا مى‏كند و مرده را حيات مى‏بخشد... اما نه تنها در عصر خويش و در سرزمين خويش، كه «شهادت» جنگ نيست، رسالت است؛ سلاح نيست، پيام است؛ كلمه‏اى است كه با خون تلفظ مى‏شود."

زندگان جاويد

"آنها كه تن به هر ذلتى مى‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏هاى خاموش و پليد تاريخند و ببينيد آيا كسانى كه سخاوتمندانه با حسين به قتلگاه خويش آمده‏اند و مرگ خويش را انتخاب كرده‏اند - در حالى كه صدها گريزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجيه شرعى و دينى براى زنده ماندن شان بود - توجيه و تأويل نكرده‏اند و مرده‏اند، اينها زنده هستند؟ آيا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسين و تحمل كردن يزيد دادند، كدام هنوز زنده‏اند؟ هر كس زنده بودن را فقط در يك لَشِ متحرك نمى‏بيند، زنده بودن و شاهد بودن حسين را با همه وجودش مى‏بيند، حس مى‏كند و مرگ كسانى را كه به ذلت‏ها تن داده‏اند تا زنده بمانند، مى‏بيند."

ساعات آخر شهادت

"عصر عاشورا، امام حسين‏عليه السلام با آن دقت نظافت مى‏كند، با آن دقت آرايش مى‏كند، بهترين لباس‏هايش را مى‏پوشد و بهترين عطرهايش را مى‏زند، در اوج خون و در اوج مرگ و در اوج نابودىِ همه كسانش و در آستانه رفتن خودش، هر ساعتى كه مى‏گذشت و شهدا هم بر هم انباشته مى‏شدند، چهره او گلگون‏تر و برافروخته‏تر و قلبش بيشتر به تپش مى‏آمد، كه مى‏دانست فاصله حضور، اندك است؛ چه «شهادت» حضور نيز هست."

مسئوليت ما

"اين كه حسين فرياد مى‏زند - پس از اين كه همه عزيزانش را در خون مى‏بيند و جز دشمن كينه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بيند - فرياد مى‏زند كه: «آيا كسى هست كه مرا يارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ينصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نيست كه او را يارى كند و انتقام گيرد؟ اين «سؤال»، سؤال از تاريخ فرداى بشرى است و اين پرسش، از آينده است و از همه ماست و اين سؤال، انتظار حسين را از عاشقانش بيان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهيدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نمايد."

برگرفته از مجموعه آثار دكتر علي شريعتي

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 18:24  توسط غلامرضا قاسمی  |